پریزاد
چو در عید صیام، عیدی نه کردی طوافت، عید قر بان میکنم یار *** رفیقان عید قربان است امروز مبارکباد یاران است امروز تمام حاجیان احرام بسته چه خوش تکبیر گویان است امروز زبان عشقری در عذر وزاری چو برگ بید لرزان است امروز **صوفی عشقری** زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان نیم شب دوش ببالین من آمد بنشست سر فراگوش من آورد و به آواز حزین گفت: ای عاشق دیرینه ی من! خوابت هست؟ عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند کافر عشق بود گر نشود باده پرست برو ای زاهد و بر دردکشان عیب مگیر که ندادند جز این تحفه به ما روز الست آنچه ریخت به پیمانه ما٬ نوشیدیم اگر از خمر بهشت است وگر باده ی مست خنده ی جام می و زلف گره گیر نگار ای بسا توبه که توبه ی حافظ بشکست « حافظ »
| Design By : Night Skin |


