پریزاد
آری ، ما غنچهُ یک خوابیم. - غنچهُ خواب؟ آیا می شکفیم؟ - یک روزی، بی جنبش برگ. - اینجا؟ - نی، در درهُ مرگ. - تاریکی، تنهایی. - نی، خلوت زیبایی. - به تماشا چه کسی می آید، چه کسی ما را می بوید؟ - ... - و به بادی پرپر ...؟ - ... - و فرودی دیگر؟ - ... باز آمدم از چشمه ی خواب، کوزه ی تر در دستم. مرغانی می خواندند. نیلوفر وا می شد. کوزه ی تر بشکستم، در بستم و در ایوان تماشای تو بنشستم.
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت
13:12 توسط غزل| |
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت
13:8 توسط غزل| |
| Design By : Night Skin |

