پریزاد
زن شکایت به خدمت آن حضرت برد و خالد مورد بازخواست قرار گرفت. خالد عرض کد یا رسول الله! شما همه جا حکم به قصاص می فرمائید. الحال هم بفرمایی زن بیاید و قصاص خود را از من بگیرد!!! حضرت تبسم کرد و چون خالد توبه کرد او را بخشید. به آشنا و غریبه من خیلی وقته که آپ نکردم. حالا هم که دارم آپ می کنم.... برای التماس دعا برای یه مریضه که برام خیلی خیلی عزیزه... ازتون خواهش می کنم.... دعا کنید. * * غزل * * هیتلر پاسخ داد:(( خیر . در آن صورت باید دوباره آن ها را به وجود آورد. داشتن دشمن خیالی قابل لمس ونه صرفا دشمن خیالی .. ضروری است .)) باز هم خدا هست... ساقیا سایه ابرست وبهار و لب جوی من نگویم چه کن از اهل دلی خود تو بگو بوی یکرنگی از این قوم نیاید برخیز دلق آلوده ی صوفی به می ناب بشوی سفله طبع ست جهان بر کرمش تکیه مکن ای جهان دیده ثبات قدم از سفله مجوی گوش بگشای که بلبل به فغان می گوید خواجه تقصیر مفرما گل توفیق ببوی یک نصیحت کنمت بشنو صد گنج ببر از ره عیش درآ و ره عیب مپوی شکر آن را که دگر بار رسیدی به بهار بیخ نیکی بنشان و بر تحقیق بجوی پیشتر زانکه شوی خاک در میکد ه ها یکدو روزی بسراند ره میخانه بپوی گفتی از حافظ ما بوی ریا می آید آفرین بر نفست باد که خوش بردی بوی **حافظ**![]()
| Design By : Night Skin |

